محمد مهدى ملايرى
275
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
" Wisdom " تعبير مىشود ظاهرا در فارسى ( و شايد هم در فارسى ساسانى ) با كلمهء خرد بيان مىشده و از اين قبيل است « جاودانخرد » و « خردنامه » در نام دو كتاب در همين زمينه . در قرآن مجيد كلمهء حكمت و حكيم بسيار به كار رفته ، و در همه جا هم همين معانى از آن إراده شده است ، يا به معنى پند گرفتن و عبرت آموختن ، مانند اين آيه : « وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ . حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ » آيهء 5 سورهء 54 ( سورهء قمر ) و « ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ . . . » آيهء 125 سورهء 16 ( سورة النحل ) كه مراد پند و نصيحت و موعظت و دلالت است . و شايد آيهاى كه بهتر از همه مفاهيم و مصاديق اين كلمه را در زبان عربى و تعبير اسلامى روشن مىكند اين آيه است « ذلِكَ مِمَّا أَوْحى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ » آيهء 39 سورهء 17 ( سورهء الاسراء ) يعنى اينها هستند حكمتهائى كه خداوند به تو وحى كرد ؛ و اما آن حكمتهايى كه در اين آيه بدانها اشاره شده مطالبى است كه در آيههاى 22 تا 38 از همين سوره يعنى آيههايى كه بلافاصله قبل از آين آيه ذكر شدهاند . و محتواى همه آنها احكام و مواعظى است در تربيت و تهذيب نفس و حسن سلوك انسانى . « 1 » پيش از اسلام هم اينگونه سخنان پندآميز در ميان اعراب رونقى داشت و در آنچه از ادبيات دورهء جاهلى اعم از خطابهها و يا اشعار روايت شده اينگونه سخنان كم نيست . و بر فرض هم كه وجود اين ادبيات با همين خصوصياتى كه روايت شده مورد ترديد بعضى از محققان باشد باز در صفات كلى آنكه قرآن هم مؤيّد آن است شكى نمىتوان داشت ، و از اين قبيل است خطابههاى اكثم بن صيفى « 2 » و
--> ( 1 ) . به اين مضامين : به والدين خود نيكى كنيد . به آنها تندى نكنيد ( سخن درشت نگوئيد ) و نرمى نشان دهيد . حق خويشاوندان و مستمندان و غريبان را ضايع مسازيد . از اسراف بپرهيزيد . دست تنگ و گشادهدست مباشيد . فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد . به زنا نزديك نشويد . قتل نفس نكنيد . به مال و اموال يتيم تصرف نكنيد . به عهد خود وفا كنيد . كمفروشى نكنيد . و مانند اينها كه همه در مواعظ و پند و تربيت است . ( 2 ) . به خطبهء معروف او كه نوشتهاند آن را در مقابل كسرى پادشاه ساسانى ايراد نموده در -